تبليغاتX
second-warrior

second-warrior

بهار حضور توست بودن توست

يکي از آيينهاي نوروزي امروز - که بايستي آميزه اي از چند رسم متفاوت باشد - " مراسم چهارشنبه سوري " است که در برخي از شهرها آن را چهارشنبه آخر سال  گويند.  دربارهً چهارشنبه سوري، کتاب ها و سندهاي تاريخي، مطلبي يا اشاره اي نمي يابيم و تنها در اين قرن اخير، يا دقيق تر، در اين نيم قرن اخير است که مقاله ها و پژوهشهاي متعددي در اين باره منتشر شده و يا در نوشته هاي مربوط به نوروز به چهارشنبه سوري نيز پرداخته اند.  

برگزاري چهارشنبه سوري، که در همهً شهرها و روستاهاي ايران سراغ داريم، بدين صورت است که شب آخرين چهارشنبهً سال ( يعني نزديک غروب آفتاب روز سه شنبه )، بيرون از خانه، جلو در، در فضايي مناسب، آتشي مي افروزند، و اهل خانه، زن و مرد و کودک از روي آتش مي پرند و با گفتن : " زردي من از تو، سرخي تو از من "، بيماري ها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال کهنه را به آتش مي سپارند، تا سال نو را با آسودگي و شادي آغاز کنند. تا زماني که از ظرف هاي سفالين چون، کاسه و بشقاب و کوزه، در خانه استفاده مي شد، پس از خانه تکاني، کوزهً کهنه اي از پشت بام خانه به کوچه مي انداختند؛ کوزه اي که در آن آب و چند سکه ريخته بودند. اسفند دود کردن و آجيل خودرن، فال گرفتن، " فال گوش " ( در کوي و گذر به حرف عابران گوش دادن و از مضمون آن ها براي نيت خود تفاًول زدن. ) و " قاشق زني " ( معمولا زنان روي خود را مي پوشانند و با قاشق، يا کليد به خانه ها در مي زنند، صاحب خانه شيريني، ميوه و يا پول در ظرف آنها مي گذارد. ) نيز از باورها و رسم هايي است که به ويژه در بين نوجوانان، هنوز به کلي فراموش نشده است؛ و اين رسم ها و باورها در شهرهاي مختلف با يکديگر متفاوت اند. 

بي گمان چهارشنبه سوري از رسم هاي کهن پيش از اسلام نيست. در آن زمان هر يک از روزهاي ماه را نامي بود، نه روزهاي هفته را. استاد پورداود در اين باره مي نويسد :  آتش افروزي ايرانيان در پيشاني نوروز از آيين هاي ديرين است ( ... ) شک نيست که افتادن اين آتش افروزي به شب آخرين چهارشنبهً سال، پس از اسلام رسم شده است. چه ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند ( ... ) روز چهارشنبه يا يوم الاربعاء نزد عرب ها روز شوم و نحسي است. جاحظ در المحاسن و الاضداد آورده : والاربعاء يوم ضنک و نحس.  اين است که ايرانيان آيين آتش افروزي پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا پيش آمدهاي سال نو از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بر کنار ماند. 

در باورهاي عاميانه، چهارشنبه روزي نامبارک است. سفر نبايستي کردن شب چهارشنبه، به احوال پرسي مريض نبايستي رفت. و منوچهري گويد:    

چهارشنبه که روز بلاست باده بخور      به ساتکين مي خور تا به عافيت گذرد

آتش افروختن شب چهارشنبهً آخر سال، يا چهارشنبه آخر صفر را، برخي به قيام مختار نسبت مي دهند : مختار سردار معروف عرب وقتي از زندان خلاصي يافت و به خونخواهي شهيدان کربلا قيام کرد، براي اين که موافق و مخالف را از هم تميز دهد و بر کفار بتازد، دستور داد شيعيان بر بام خانه خود آتش روشن کنند و اين شب مصادف با شب چهارشنبه آخر سال بود. و از آن به بعد مرسوم شد. 

در برخي از شهرهاي آذربايجان چون اروميه، اردبيل و زنجان، همه چهارشنبه هاي ماه اسفند هر يک نقش و نام معيني دارند، که از جمله در منطقهً زنجان بدين شرح است:  نخستين چهارشنبه را موله گويند و به شستن و تميز کردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. دومين چهارشنبه را سوله گويند، در اين روز به خريد وسيله ها و نيازمنديهاي عيد مي روند.  سومين چهارشنبه را گوله گويند و به خيس کردن و کاشتن گندم و عدس و غيره براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد.  چهارمين و آخرين چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوري ) را کوله گويند؛ ( کوله در ترکي به معني کهنه و فرسوده است).  در برخي از شهرهاي ايران، از جمله ايلام (نوروز آباد)، تويسرکان، کاشان، زاهدان (قصبه مود) و ... مراسم چهارشنبه سوري را آخرين چهارشنبه ماه صفر برگزار مي کنند. و آخرين آتش نيز از رسم ها است.  بنابر نوشته تذکره صفويه کرمان نيز، چهارشنبه سوري در ماه صفر بوده است. 

در اصفهان چهارشنبه سوري را " چهار شنبه سرخي " نيز مي گويند.  يکي از دليل ها و سندهاي ديگري که نشان مي دهد چهارشنبه سوري از آيين هاي پيش از اسلام نيست، مي تواند اين باشد که مراسم آن در غروب آفتاب روز سه شنبه برگزار مي شود. در گاهشماري قمري آغاز بيست و چهار ساعت يک شبانه روز از غروب آفتاب روز پيش است؛ و چهارشنبه سوري، مانند بسياري از آيين ها، جشن ها و سوگواري هاي مذهبي همچون عيد غدير، نيمه شعبان، رحلت حضرت پيامبر ( ص ) که بر اساس گاهشماري قمري است، در غروب روز پيش برگزار مي شود. نحس بودن چهارشنبه در باورهاي عاميانه باعث شده، که هنوز بعدازظهر سه شنبه ( يعني شب چهارشنبه ) به احوال پرسي بيمار نمي روند، و پنجشنبه را عامه " شب جمعه " مي گويند. در صورتي که آيين هاي کهن مثل نوروز، مهرگان، سده و ... که بر اساس گاهشماري خورشيدي است، آغاز بيست و چهار ساعت روز، از سپيده دم و يا از نيمه شب است. آن چه که چهارشنبه سوري را به جشن ها و آيين هاي کهن ايران پيوند مي زند، مي تواند برگزاري رسم و جشني به نام " سور "، در روز پنجه ( خمسه مسترقه ) باشد که از آن تا سدهً چهارم، دوره سامانيان، آگاهي در دست است : صاحب تاريخ بخارا از برگزاري رسمي که " عادت قديم " و با افروختن آتش در " شب سوري " ( پيش از نوروز ) همراه بوده خبر مي دهد : ... آنگاه امير سديد ( منصور بن نوح ) به سراي نشست، هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوري، چنان که عادت قديم است، آتشي عظيم افروختند و پاره اي آتش بجست و سقف سراي در گرفت و ديگر باره جمله سراي  بسوخت و ...  

امروز، با رسميت يافتن تقويم مصوب 1304، ديگر از جشن هاي پنجه ( که در خوارزم، آغاز سال، و در پارس پايان سال بود ) کمتر نشاني ميتوان يافت. چهار شنبه سوري پايان ماه صفر نيز - تا آن جا که آگاهي در دست است -  فراموش شده، و تنها با برگزاري مراسم چهار شنبه آخر سال يا چهارشنبه سوري، که در بر دارندهً رسم هايي از فرهنگ عامه است، مردم به پيشواز نوروز مي روند.   اين يادآوري لازم است که با وجود تکنولوژي هاي جديد خانه سازي، ايجاد مجموعه هاي مسکوني، آپارتمان نشيني، در دسترس نبودن " بوته و هيمه " ( به علت استفاده از گاز و برق به عنوان وسيلهً  حرارتي )، در اختيار نداشتن کوزه و پشت بام و فضاي مناسب جلوي در خانه، و دگرگوني هاي ديگر فرهنگي، مراسم چهارشنبه سوري هنوز چهرهً نمادين خود را - با دشواري، به ويژه در شهرها و محله هاي سنتي - نگه داشته است.   

+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 1:7 PM توسط دومین مبارز |


در کتاب ها و سند هاي تاريخي و ادبي کهن، به ندرت از خوراکي هايي که ويژه جشن نوروز (يا جشن هاي ديگر) باشد سخن رفته است. نويسندگان و مورخان بحث از " خوردني " ها را، شايد، پـيش پا افتاده، نازيبا و يا بديهي مي دانستند. در کتاب هاي قرن چهارم به بعـد، شرح و وصف هاي دقيق، به شعر و نثر، دربارهً نوروز و مهرگان و جشن ها و آيـين هاي ديگر کم نيست، ولي از نوع و ويژگي خوراک هاي جشن ها، نه در دستگاه پادشاهان و اميران و نه در خانه هاي عامهً مردم، سخني نرفته است. 

در مقاله ها و پژوهش هايي که در اين هفتاد و پنج ساله اخير درباره نوروز نوشته شده، افزون بر خوردني هاي سفره هفت سين، گاه از غذاهاي ويژه شب پيش از نوروز، و شب اول سال، در خانواده هاي سنتي شهرها و منطقه هاي مختلف ياد شده است. خوراکي هايي که با ويژگي هاي اقليمي و نوع فراورده هاي هر منطقه هماهنگي داشت، و در عين حال بهترين و کمياب ترين غذاي منطقه بود؛ و همه قشرهاي اجتماعي - فقيران نيز - ميکوشند که در اين روزها، براي فراهم آوردن غذاي بهتر، گشاده دستي کنند و به گفتهً ابوريحان:"اين عيدها، يکي از اسبابي است که تنگي روزي فقيران را به زندگي فراخ مبدل مي سازد ". 

امروز در تهران و برخي شهرهاي مرکزي ايران، سبزي پلو ماهي خوردن در شب نوروز و رشته پلو در روز نوروز رسم است، و شايد بتوان گفت که غذاي خاص نوروز در اين منطقه است. " پلو " در شهرهاي مرکزي و کويري ايران ( مي توان گفت غير از گيلان و مازندران در همهً شهرهاي ايران ) تا چندي پـيش غذاي جشن ها، غذاي مهماني و نشانه رفاه و ثروتمندي بود. و اين " بهترين " غذا، خوراک خاص همهً مردم - فقير و غني - در شب نوروز بود. اگر نيک مردي در صد و پنج سال پـيش در استرک کاشان، ملکي را وقف مي کند که از درآمد آن " همه ساله برنج ابتياع نموده از آخر خمسه مسترقه به تمام اهالي استرک، وضيع و شريف، ذکور و اناث، صغير و کبـير، بالسويه برسانند "، بي گمان به اين نيت بوده، که در شب نوروز  سفرهً هيچ کس بي " پلو " نباشد. 

با پـيدايش و گسترش رسانه هاي گروهي صنعتي امروز چون روزنامه ها، راديو و تلويزيون، و وجود برنامه هاي گونه گون در معرفي جشن ها و آيـين هاي کهن، نوعي يکنواختي در فراهم آوردن وسيله ها و برگزاري مراسم، در همهً شهرها و استان ها به وجود آمده است. بي گمان تبليغات مؤسسه هاي توليد کننده کالاها نيز عاملي  موثر در اين يکنواختي هاست.  

+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 1:5 PM توسط دومین مبارز |


پوشيدن لباس نو در آيـين هاي نوروزي، رسمي همگاني است. تهيه لباس، براي سال تحويل، فقير و غني را به خود مشغـول مي دارد. در جامعه سنتي توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي - به ويژه براي کودکان - رسمي در حد الزام بود. خلعـت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز، براي نو پوشاندن کارگزاران و زير دستان بود. ابوريحان بـيروني مي نويسد : " رسم ملوک خراسان اين است که در اين موسم به سپاهيان خود لباس بهاري و تابستاني مي دهند ". مورخان و شاعران از خلعـت بخشيدن هاي نوروزي فراوان ياد کرده اند. و براي اين باور است که در وقف نامهً حاجي شفيع ابريشمي زنجاني آمده است :هر سال شب هاي عيد نوروز پنجاه دست لباس دخترانه و پنجاه دست لباس پسرانه، همراه کفش و جوراب از عوايد موقوفه تهيه و به اطفال يتيم تحويل شود.  

سفرنامه نويسان دوره صفويه و قاجاريه، در شرح و وصف جشن هاي نوروزي، از لباس هاي فاخر مردم فراوان ياد کرده اند. خريد لباس نو و برخي وسيله هاي فرسوده اي که به مناسبت نوروز نياز به " نو " ساختن دارد، رقم عمدهً هزينه هاي فصلي - و گاه سالانه - خانواده ها را تشکيل ميدهد.  بسياري از خانواده ها که در سوگ يکي از نزديکان لباس سياه پوشيده اند، به مناسبت نوروز، به ويژه هنگام سال تحويل، لباسي ديگر ميـپوشند. کساني که به هر علت لباس نو ندارند، مي کوشند هر قدر هم اندک - جوراب، پيراهن - در هنگام سال تحويل، نو بـپوشند. 

در گذشته که فروشگاه ها و بازارهاي فروش لباس دوخته نبود و مردم دوختن لباس خود را به خياط ها سفارش مي دادند، نوبت هاي دوخت و کار شبانه روزي خياطان يکي از دشواري هاي خانواده ها بود.  اگر در روزهاي پيش از نوروز، در خانواده ها، محله ها، مدرسه ها و سازمان هاي نيکوکاري رسم است که براي کودکان نيازمند لباس تهيه کنند، اين کار نيک پيش از آنکه براي کمک و همراهي باشد، براي لباس نو پوشاندن به کودکان در جشن نوروز است.  

اين باور کهن را در نوشته ها، توصيه ها و توصيف هاي نوروزي، همواره مي بـينيم که : از طبـيعت پـيروي کنيم، از درختان ياد بگيريم و با آمدن بهار، لباس نو بـپوشيم، که شگون شادماني و آرامش است.

+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 1:3 PM توسط دومین مبارز |


رسم و باوري کهن است که همهً اعضاي خانواده در موقع سال تحويل ( لحظهً ورود خورشيد به برج حمل ) در خانه و کاشانه خود در کنار سفره هفت سين گرد آيند.  در سفره سفيد رنگ هفت سين، از جمله، هفت رويـيدني خوراکي است که با حرف " س " آغاز مي شود، و نماد و شگوني بر فراواني رويـيدني ها و فراورده هاي کشاورزي است - چون سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سرکه، سمنو و مانند اين ها- مي گذارند. افزون بر آن آينه، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب که نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ کرده، تخم مرغي روي آينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل، سنبل، سکه و کتاب ديني ( مسلمانان قرآن و زردشتيان اوستا و ... ) نيز زينت بخش سفرهً هفت سين است. اين سفره در بيشتر خانه ها تا روز سيزده گسترده است.  

در برخي از نوشته ها از سفره هفت شين (هفت رويـيدني که با حرف شين آغاز مي شود) سخن رفته و آن را رسمي کهن تر دانسته اند.  در ريشه يابي واژهً هفت سين نظرهاي ديگري چون هفت چين ( هفت رويـيدني از کشتزار چيده شده ) و هفت سيني از فراورده هاي کشاورزي نيز بيان شده است.  پراکندگي نظرها ممکن است به اين سبب باشد که در کتاب هاي تاريخي و ادبي کهن اشاره اي به هفت سين نشده و از دورهً قاجاريه است که درباره باورها و رفتارها و رسم هاي عاميانهً مردم تحقيق و بحث و اظهار نظر آغاز شده است. نمي دانيم که آيا پيش از قاآني هم شاعري هفت سين را در شعر خود آورده است؟

       سين ساغر بس بود ما را در اين نوروز روز             گو نباشد هفت سين رندان دُرد آشام را

ميرزاده عشقي نيز در " نوروزي نامه " در اسلامبول در مسمطي براي آگاهي مردم آن ديار سروده : 

همه ايرانيان نوروز را از ياد بود کي

بپا سازند از مازندران تا شوش و ملک ري

بساط هفت سين چينند و بنشينند دور وي

+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 1:2 PM توسط دومین مبارز |


جشن سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده است. ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانهً خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند. تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد.  بعد از اسلام چون سيزدهً تمام ماه ها را نحس مي دانند به اشتباه سيزده عيد نوروز را نيز نحس شمرده اند. وقتي دربارهً نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده  مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است. سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندي است که " تير " نام دارد و در پهلوي آن را تيشتر مي گويند. فرشتهً مقدس تير در کيش مزديستي مقام بلند و داستان شيريني دارد. ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دورهً نوروز را به پايان ميرسانيدند. 

سبزه گره زدن

افسانهً آفرينش در ايران باستان و مسئلهً نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتي دربارهً کيومرث حائز اهميت زيادي است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است. گفته هاي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و انبياء و گفته هاي مسعودي در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيروني در کتاب آثار الباقيه بر پايهً همان آگاهي است که در منابع پهلوي وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوي کيومرث بودند روز سيزده فروردين براي اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحي شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايهً ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام ميدادند و امروز هم دختران و پسران براي بستن پيمان زناشويي نيت مي کنند و علف گره مي زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولي در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقي مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده " اول مردي که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند. پسر و دختري از او ماند که مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بي پادشاه بماند " . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهاي ايران و عراق که زرتشت را از خود مي دانند روز سيزدهم فروردين را جزو جشن نوروز به حساب مي آورند.     

مقاله درباره سيزده بدر

در کتابهاي تاريخي و ادبي سده هاي گذشته، که رسم ها، آيين جشن هاي نوروزي کهن را ياد و يادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقيه، التفهيم، تاريخ بيهقي، مروج الذهب، زين الاخبار و نيز در شعر شاعران به ويژه شاعران دورهً غزنوي که بيشترين توصيف جشن ها را در بر دارد اشاره اي به " سيزده بدر " نمي يابيم. پرسش اينجاست که اگر در کتاب هاي تاريخي و ادبي گذ شته اشاره اي به سيزده بدر و هفت سين نمي يابيم آيا اين رسم ها را بايد پديده اي جديد دانست و يا اين که، رسمي کهن است، و به علت عام و عاميانه بودن در خور توجه نبوده و با معيارهاي مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟  نگارنده حالت دوم را باور دارد. زيرا رسم و آييني که بدين گونه در همه شهرها و روستاهاي ايران همگاني است و در بين همهً قشرهاي اجتماعي عموميت دارد، نمي تواند عمري در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. ديگر اين که مي دانيم کتابهاي تاريخي و شعرهاي شاعران، رويدادها و جشن هاي رسمي را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتي بود، بيان و توصيف مي کرد. ولي سيزده بدر، رسمي خانوادگي و عام و به بياني ديگر پيش پا افتاده و همه پسند ( و نه شاه پسند ) بود. از طرف ديگر، نوشتن رويدادهاي روزي که رفتارها و گفتارهاي خنده دار و غير جدي، براي خود جايي باز کرده، تا " نحسي سيزده " آسانتر " در " برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمي کرد. و شايد " نحس " بودن هم عاملي براي بيان نکردن بود. نحس و ناخوشايند بودن عدد 13 و دوري جستن از آن، در بسياري از کشورها و نزد بسياري از ملت ها، باوري کهن است. مسيحيان هيچ گاه سيزده نفر بر سر يک سفره غذا نمي خورند. در باور تازيان سيزدهمين روز هر ماه ناخوشايند است. ابوريحان بيروني در جدول " روزهاي مختار و مسعود و مکروه " در ايران کهن، روز سيزدهم ماه تير را که ( تير نام دارد ) منحوس ذکر کرده است. سالهاي زيادي فروردين ماه اول تابستان بود. يکي از نويسندگان در خاطره هاي هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوين، دربارهً سيزده بدر مي نويسد : روز سيزده بدر جايز نبود براي ديد و بازديد، به يک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد ميگرفت و مي گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمي خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آنچه بلا در اين سال بيايد، امروز مقدر و تقسيم مي شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشيم، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيفتيم.  شباهتي که بين سيزده بدر و برخي از رسم هاي کاتارها( بازماندگاه مانويان در اروپا، که ترکيبي از انديشه هاي زردشتي، فلسفهً باستان و مسيحيت دارند ) اين پرسش را به ذهن مي رساند که آيا هر دو ريشهً مشترک باستاني ندارند؟  کاتارها در روز عيد " پاک " ( که برخي از سال ها به روز سيزده فروردين نزديک است ) از خانه بيرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار مي گذرانند، و براي ناهار با خود تخم مرغ ميبرند. در اين روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پيدا کردن آنها سرگرمي کودکان است. سه شباهت ، يا سه ويژگي مشترک اين دو عبارتند از : 

1- آغاز محاسبهً هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربيعي است.

2- در روز سيزده و عيد پاک کاتارها به صحرا و دامان طبيعت مي روند.

3- بازي و سرگرمي کودکان با تخم مرغ فقط در روزهاي عيد بهاري رسم است، نه فصلهاي ديگر سال. 

شباهت ديگر دروغ هاي روز اول آوريل، با شوخي هاي سيزده بدر است. روز اول آوريل، هر چهار سال يکبار مصادف با روز سيزده فروردين است ( و سه سال با 12 فروردين ). پيشينه و انگيزهً برگزاري سيزده بدر، هر چه باشد، در همهً شهرها و روستاها و عشيره هاي ايران، سيزدهمين روز فروردين، رسمي است که بايد از خانه بيرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسي روز سيزده را بدر کرد. خانواده ها در اين روز به صورت گروهي و گاه چند خانواده با هم غذاي ظهر را آماده کرده و نيز آجيل ها و خوردني هاي سفرهً هفت سين را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبيعت مي روند و سبزهً هفت سين را با خود برده و به آب روان مي اندازند. به دامن صحرا رفتن، شوخي و بازي کردن، دويدن، تاب خوردن و در هر حال جدي نبودن، از سرگرمي ها و ويژگي هاي روز سيزده است. گره زدن سبزه، به نيت باز شدن گره دشواري ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بيرون کردن نحسي است. اين باور، معروف است که " سبزه گره زدن " دختران " دم بخت "، شگوني براي ازدواج و همسر يابي، مي باشد. در فرهنگ اساطير براي رسم هاي سيزده بدر، معني هاي تمثيلي آورده :  شادي و خنده در اين روز به معني فروريختن انديشه هاي تيره و پليدي، روبوسي نماد آشتي و به منزله تزکيه، خوردن غذا در دشت نشانهً فديه گوسفند بريان، به آب افکندن سبزه هاي تازه رسته - نشانه دادن هديه به ايزد آب يا " ناهيد " و گره زدن سبزه براي باز شدن بخت و تمثيلي براي پيوند زن و مرد براي تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ويژه اسب دواني - يادآور کشمکش ايزد باران و ديو خشکسالي است.  

اين باور همگاني چنان است که اگر خانواده اي نتواند به علتي تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ويژه با دگرگوني هاي جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، " براي گره زدن سبزه و بيرون کردن نحسي سيزده " به باغ يا گردشگاه عمومي مي رود.  با دگرگوني هاي صنعتي، شغلي، بزرگ شدن شهرها، فراواني وسيله هاي آمد و رفت سريع السير، وسيله هاي ارتباط جمعي و ... به ناگزير شهرداري هاي شهرهاي بزرگ، دشواريهاي آمد و رفت را پيش بيني مي کنند. فراواني اتومبيل و ديگر وسيله هاي آمد و رفت موتوري و نيز وسعت خانه سازي ها و شهرسازي ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتري را براي " سيزده بدر " پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاري بيابند.  

+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 1:0 PM توسط دومین مبارز |


نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است  نوروز جشن شروع  فروردين يا  « فرودگان »  است كه ياد آور  اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب  ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع  زندگي و  احوال  بازماندگان  به  زمين فرود  مي آيند و در خانه و آشيانه خويش  سرگرم تماشا وسركشي  مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و  ساكنان آن  راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
درباره  پيدايش  نوروز در روايتي ديگر  چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت  آن متحير شدند  . پس  جمشيد  دستور داد تا از  ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند . 
 همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي،  قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه  نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :
چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان  از او يكسره  راست  همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم  و زر  از معادن بر آوردند  و ديبای  ابريشمي  بافتند كه آن  روز ،  روز  اول « حمل » بود . پس جشني  بر پا ساخته و  نوروزش  نام  نهاد   تا  هر  سال  چو فروردين  آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است : 
 آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد .  ولي پس از مدتي ،  تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن  اول كه به هنگام  آغاز فصل گرما  يعني به هنگامي كه گله ها را  از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .
عيد نوروز شش روز متوالي دوام  داشت و در اين روزها ،  سلاطين بار عام مي دادند و نجبای  بزرگ و  اعضای خاندان  خود را به  ترتيب  مي پذيرفتند و به حاضران  عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ،  به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي  گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.
اما  نوروز ،  پس از مرگ جمشيد  نيز به حيات خود  ادامه  داد .  در معنا  ، نوروز ، از   هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين  جشن  فرهنگي  ميليون ها  ايراني است كه در درون ايران  زندگي مي كنند

 هفت سين

هفت سين ، هفت واژه كه با حروف  « سين » شروع مي شوند نيز از سنت های جالب نوروز است . در زمان امروز ، هفت سين مشخصاً معاني استعاره اي خاص خود را دارد : سمنو ، جوانه هاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته مي شود . سيب ، سنجد ، سير . زرتشتيان ،  اوستا  ، كتاب  مقدس  آسماني  خود را در رأس  سفره  هفت سين  قرار  مي دهند . تخم مرغ های رنگين ، گلاب ، سكه ، طلا ، ماهي قرمز در آب ، آينه ، شمع و هر يك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره بهاران است . در اساطير  ايراني در ارتباط با نوروز ،  جوانه ي گندم  و عناب ،  نشانه و سمبل   زايش ديگر باره بهاران است و سبزی ، سكه ، و سركه سمبل و نماد افكار نيك ، كردار نيك ، خدا پرستي ، نيك بختي ، جاودانگي و داد و دهش است كه به باور زرتشتيان ، زرتشت پيامبر، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است .

به نقل از سایت: http://www.yataahoo.com

جاری باشید،

+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 12:59 PM توسط دومین مبارز |


سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمي‌كشد ، بر ساير جشن‌ها‌ی ايران باستان برتری دارد.
در مورد پيدايی اين جشن افسانه‌های بسيار است ، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی مي‌بخشد ، آيين‌های بسياری است كه روزهای قبل و بعد از آن انجام مي‌گيرد.
اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگی و درهم ريختگی آغاز مي‌شود ، حيرت انگيز نيست چرا كه بي‌نظمی يكی از مظاهر آن است. ايرانيان باستان ، نا آرامی را ريشه‌ی آرامش و پريشانی را اساس سامان مي‌دانستند و چه بسا كه در پاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود مي‌آوردند ، چنان كه در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين) چون عقيده داشتند كه فروهر‌ها يا ارواح درگذشتگان باز مي‌گردند ، افرادی با صورتك‌های سياه برای تمثيل در كوچه و بازار به آمد و رفت مي‌پرداختند و بدينگونه فاصله‌ی ميان مرگ و زندگی و هست و نيست را در هم مي‌ريختند و قانون و نظم يك ساله را محو مي‌كردند. باز مانده‌ی اين رسم ، آمدن حاجی فيروز يا آتش افروز بود كه تا چند سال پيش نيز ادامه داشت.
از ديگر آشفتگي‌های ساختگی ، رسم مير نوروزی ، يعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح كسی را از طبقه‌های پايين برای چند روز يا چند ساعت به سلطانی بر مي‌گزيدند و سلطان موقت ? بر طبق قواعدی ? اگر فرمان‌های بيجا صادر مي‌كرد ، از مقام اميری بر كنار مي‌شد. حافظ نيز در يكی از غزلياتش به حكومت ناپايدار مير نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد:

سخن در پرده مي‌گويم ، چو گل از غنچه بيرون‌ای
كه بيش از چند روزی نيست حكم مير نوروزی.

خانه تكانی هم به اين نكته اشاره دارد ؛ نخست درهم ريختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زير و رو مي‌شد. در بعضی از نقاط ايران رسم بود كه حتا خانه‌ها را رنگ آميزی مي‌كردند و اگر ميسر نمي‌شد ، دست كم همان اتاقی كه هفت سين را در آن مي‌چيدند ، سفيد مي‌شد. اثاثيه‌ی كهنه را به دور مي‌ريختند و نو به جايش مي‌خريدند و در آن ميان شكستن كوزه را كه جايگاه آلودگي‌ها و اندوه‌های يك ساله بود واجب مي‌دانستند. ظرف‌های مسين را به رويگران مي‌سپردند. نقره‌ها را جلا مي‌دادند. گوشه و كنار خانه را از گرد و غبار پاك مي‌كردند. فرش و گليم‌ها را غاز تيرگي‌های يك ساله مي‌زدودند و بر آن باور بودند كه ارواح مردگان ، فروهر‌ها (ريشه‌ی كلمه‌ی فروردين) در اين روز‌ها به خانه و كاشانه‌ی خود باز مي‌گردند ، اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال مي‌شوند و برای باز ماندگان خود دعا مي‌فرستند و اگر نه ، غمگين و افسرده باز مي‌گردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشك و عنبر مي‌سوزاندند و شمع و چراغ مي‌افروختند.
در بعضی نقاط ايران رسم است كه زن‌ها شب آخرين جمعه‌ی سال بهترين غذا را مي‌پختند و بر گور درگذشتگان مي‌پاشيدند و روز پيش از نوروز را كه همان عرفه يا علفه و يا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای كه در طول سال در گذشته‌ای داشت به پُر سه مي‌رفتند و دعا مي‌فرستادند و مي‌گفتند كه برای مرده عيد گرفته اند.
در گير و دار خانه تكانی و از 20 روز به روز عيد مانده سبزه سبز مي‌كردند. ايرانيان باستان دانه‌ها را كه عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبيا ، عدس ، ارزن ، نخود ، كنجد ، باقلا ، كاجيله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند - يا دوازده ? شماره‌ی مقدس برج‌ها ? در ستون‌هايی از خشت خام بر مي‌آوردند و باليدن هر يك را به فال نيك مي‌گرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در سال نو موجب بركت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشه‌ی نيك) ، هوخت (= گفتار نيك) و هوو.رشت (كردار نيك) سبز مي‌كردند و فروهر نياكان را موجب بالندگی و رشد آنها مي‌دانستند.
چهار شنبه سوری كه از دو كلمه‌ی چهارشنبه ? منظور آخرين چهارشنبه‌ی سال ? و سوری كه همان سوريك فارسی و به معنای سرخ باشد و در كل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ايران باستان بعضی از وسايل جشن نوروز از قبيل آينه و كوزه و اسفند را به يقين شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهيه مي‌كردند. بازار در اين شب چراغانی و زيور بسته و سرشار از هيجان و شادمانی بود و البته خريد هركدام هم آيين خاصی را تدارك مي‌ديد.
غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت يا سه (نماد سه منش نيك) روی هم مي‌گذاشتند و خورشيد كه به تمامی پنهان مي‌شد ، آن را بر مي‌افروختند تا آتش سر به فلك كشيده جانشين خورشيد شود. در بعضی نقاط ايران برای شگون ، وسايل دور ريختنی خانه از قبيل پتو ، لحاف و لباس‌های كهنه را مي‌سوزاندند.
آتش مي‌توانست در بيابان‌ها و رهگذرها و يا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله مي‌كشيد از رويش مي‌پريدندو ترانه‌هايی كه در همه‌ی آنها خواهش بركت و سلامت و بارآوری و پاكيزگی بود ، مي‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمي‌كردند تا خودش خاكستر شود. سپس خاكسترش را كه مقدس بود كسی جمع مي‌كرد و بی آنكه پشت سرش را نگاه كند ، سر ِ نخستين چهار راه مي‌ريخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه كه مي‌پرسيدند:
"كيست؟"
مي‌گفت: "منم."
- " از كجا مي‌آيي؟"
- "از عروسی... "
- "چه آورده‌اي؟"
- "تندرستی..."
شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسايگان و خويشان مي‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق (روزنه‌ی بخاری) شال درازی را به درون مي‌انداختند. صاحب خانه مي‌بايست هديه‌ای در شال بگذارد. شهريار در بند 27 منظومه‌ی حيدر بابا به آيين شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با بركت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد:

برگردان بند 27:

عيد بود و مرغ شب آواز مي‌خواند
دختر نامزد شده برای داماد ،
جوراب نقشين مي‌بافت...
و هر كس شال خود را از دريچه‌ای آويزان مي‌كرد
وه... كه چه رسم زيبايی است ? رسم شال اندازی ?
هديه عيدی بستن به شال داماد...

برگردان بند 28

من هم گريه و زاری كردم و شالی خواستم
شالی گرفتم و فوراً بر كمر بستم
شتابان به طرف خانه‌ی غلام (پسر خاله‌ام) رفتم ،
و شال را آويزان كردم...
فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست
"خانم ننه‌ام" را به ياد آورد و گريه كرد...

شهريار در توضيح اين رسم مي‌گويد: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمي‌بايست در مراسم عيد شركت مي‌كرديم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دويدم."
از ديگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بيشتر مخصوص كسانی بود كه آرزويی داشتند. مانند دختران دم بخت يا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی كه نماد گذار از مشكل بود مي‌ايستادند و كليدی را كه نماد گشايش بود ، زير پا مي‌گذاشتند. نيت مي‌كردند و به گوش مي‌ايستادند و گفت و گوی اولين رهگذران را پاسخ نيت خود مي‌دانستند. آنها در واقع از فروهر‌ها مي‌خواستند كه بستگی كارشان را با كليدی كه زير پا داشتند ، بگشايند.
قاشق زنی هم تمثيلی بود از پذيرايی از فروهر‌ها... زيرا كه قاشق و ظرف مسين نشانه‌ی خوراك و خوردن بود.
ايرانيان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذاهای گوناگون مي‌گذاشتند تا از اين ميهمانان تازه رسيده‌ی آسمانی پذيرايی كنند و چون فروهر‌ها پنهان و غير محسوس اند ، كسانی هم كه برای قاشق زنی مي‌رفتند ، سعی مي‌كردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجيل را مخصوص فروهر مي‌دانستند ، دريافتشان را خوش يُمن مي‌پنداشتند.
اما اصيل ترين پيك نوروزی سفره‌ی هفت سين بود كه به شماره‌ی هفت امشاسپند از عدد هفت مايه مي‌گرفت. دكتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سين را چيدن هفت سينی يا هفت قاب بر خوان نوروزی مي‌داند كه به آن هفت سينی مي‌گفتند و بعدها با حذف (يای) نسنت به صورت هفت سين در آمد. او عقيده دارد كه هنوز هم در بعضی از روستاهای ايران اين سفره را ، سفره‌ی هفت سينی مي‌گويند. چيزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنايی و افزونی ، آتشدان ، نماد پايداری نور و گرما كه بعد‌ها به شمع و چراغ مبدل شد ، شير نماد نوزايی و رستاخيز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آيينه نماد شفافيت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زايش و باروری ، سيب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سكه‌های تازه ضرب نماد بركت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمين ، گل بيد مشك كه گل ويژه‌ی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب كه باز مانده‌ی رسم آبريزان يا آبپاشان است ( بر مبنای اشاره‌ی ابو ريحان بيرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاكستر آن آلوده مي‌شود و لذا آب پاشيدن به يكد يگر نماد پاكيزگی از آن آلايش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنير ، شكر ، بَرسَم (= شاخه‌هايی از درخت مقدس انار ، بيد ، زيتون ، انجير در دسته‌های سه ، هفت يا دوازده تايی) و كتاب مقدس.
بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی عليه السلام مي‌دانستند چنانكه‌هاتف اصفهانی مي‌گويد:
نسيم صبح عنبر بيز شد ، بر توده‌ی غبرا
زمين سبز نسرين خيز شد چون گنبد خضرا
همايون روز نوروز است امروز و به فيروزی
بر اورنگ خلافت كرده شاه لافتی مأوا
بد نيست اشاره شود كه در زمان شاهی ِ فتحعليشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند كه شاعران به جای مدح ، حقيقت گويی كنند. شاعری با تكيه بر اين فرمان شعر زير را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دريافت نمود !
مگر دارا و يا خسرو ست اين شاه
بدين جاه و بدين جاه و بدين جاه
ز كيخسرو بسی افتاده او پيش
بدين ريش و بدين ريش و بدين ريش
ز جاهش مُلك كيخسرو خراب است
ز ريشش ريشه‌ی ايران در آب است

در پايان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام مي‌بريم:


مگر نمي‌بينی كه ؛
خورشيد به برج بره
اندر شده
و اندازه‌ی زمانه برابر گرديده؟
مگر نمي‌بينی كه ؛
مرغان پس از زبان گرفتگی
به آواز خوانی پرداخته‌اند؟
مگر نمي‌بينی كه ؛
زمين از پارچه‌های رنگين گياهان
جامه بر تن كرده؟

پس بر نوشدن زمانه
شاد كام مي‌باش...

 

+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 12:56 PM توسط دومین مبارز |


بالاخره بعد از تستهای انجام شده بر روی نسخه های بتای اخیر نسل آتی ویندوز مایکروسافت موسوم به ویندوز ویستا این کمپانی لیست سخت افزارهای سازگار با این ویندوز را منتشر نمود. توجه داشته باشید که این لیست از حداقل سیستم مورد نیاز برای اجرای این ویندوز جدا میباشد و در اینجا به عمده سخت افزارهایی که دارای کارایی مناسبی با این نسل از ویندوز خواهند بود و توانایی اجرای برنامه های تحت آن را خواهند داشت اشاره شده است.
ویندوز ویستا نسخه ی Enterprise ‌ نسخه ی ارتقا یافته از ویندوز ویستا نگارش حرفه ای است که مناسب برای موسسات و کارخانه های بزرگ میباشد. مایکروسافت علاوه بر اضافه کردن امکانات ویندوز ویستا نگارش حرفه ای، نرم افزار Virtual PC و پشتیبانی از زبان های مختلف در ظاهر ویندوز ویستا را در آن گنجانده است. از مهمترین خاصیت آن، استفاده از نوعی تکنولوژی جدید امنیتی میباشد که با رمز و کد های عجیب و غیر قابل درک سروکار دارد (Cornerstone). تا قبل از این، مایکروسافت چنین نمونه ای را برای ویندوز ایکس پی عرضه نکرده است. تنها کسانی میتوانند با این ویندوز کار کنند که علاوه بر گذراندن دوره های مخصوص در کار خود نیز حرفه ای باشند (IT Professionals). به نوعی شرکت های بزرگ میتوانند با استفاده از این نسخه خود را بیمه کنند.

[ + لیست سخت افزارهای سازگار با ویندوز ویستا ]
[ +
لیست سخت افزارهای سازگار با ویندوز ویستا نسخه ی Enterprise ]

+ نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 4:5 PM توسط دومین مبارز |


Www.Dlisland.Com FreeBSD 6.1 كارايي بهتر، حمايت وسيع‌تر از سخت‌افزار و پايداري بهتري به همراه خواهد آورد. در مجموع، 6.1 نسخه اصلاح شده 6.0 با كارايي و پايداري بهتر، رفع‌اشكال شده، حمايت سخت‌افزاري بيشتر، و چند ويژگي جديد است.با اين كه نسخه 6 اين محصول در مجموع پايدار و بسيار كارآمد بود، ولي اشكالاتي داشت و راه را براي اصلاحات آينده باز گذاشته بود.از زماني كه نسخه‌هاي 5 و 6 اين محصول عرضه شده‌اند، بعضي کارشناسان مي‌گويند كه عملكرد آنها، به ويژه در زمينه شبكه، به خوب نسخه‌هاي v4.x نيست. به همين دليل، انتظار مي‌رفت اين اشكال در نسخه v6.1 برطرف شود. نسخه v6.1 اين مشكل را در سري‌هاي v6.x حل مي‌كند، و سري‌هاي v5.x با عرضه نسخه 5.5 اصلاح خواهند شد.اگر مايليد بدانيد اين نسخه چه ويژگي‌هايي دارد، سريع‌تر و پايدارتر شده است يا نه، كافي است آن را بگيريد و نصب كنيد.FreeBSD يك سيستم عامل پيشرفته براي كامپيوترهاي سازگار با معماري‌هاي x86 (شامل پنتيوم و اتلون)، amd64 (شامل آپترون، اتلون 64، و EM64T)، Alpha/AXP، IA-64، PC-98 و UltraSPARC است. نام اين سيستم عامل از BSD گرفته شده است. BSD يك نسخه از يونيكس است كه بركلي (نام دانشگاه كاليفرنيا) تهيه كرده است.

+ نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 3:57 PM توسط دومین مبارز |


مايكروسافت زانو زد/ هکرهای ایرانی ویندوز "ویستا" را تصاحب کردند .......................... با گذشت كمتر از دو ماه از انتشار نسخه نهايي ويندوز ويستا و به‌رغم تمام طراحي‌هايي كه برنامه‌نويسان اين سيستم عامل براي جلوگيري از كرك شدن آن انديشيده بودند، هكرهاي ايراني موفق شدند از پس ترفندهاي ضد كپي مايكروسافت برآيند و نسخه كاملاً كرك شده اين ويندوز جديد را به مشتريان ايراني خود، ارايه دهند.

با گذشت كمتر از دو ماه از انتشار نسخه نهايي ويندوز ويستا و به‌رغم تمام طراحي‌هايي كه برنامه‌نويسان اين سيستم عامل براي جلوگيري از كرك شدن آن انديشيده بودند، هكرهاي ايراني موفق شدند از پس ترفندهاي ضد كپي مايكروسافت برآيند و نسخه كاملاً كرك شده اين ويندوز جديد را به مشتريان ايراني خود، ارايه دهند. به گزارش خبرگزاري شهر، نسخه كپي ويستا از شركت ت... ، اين امكان را فراهم مي‌كند كه كاربر در شركت مايكروسافت صاحب يك شماره سريال (Serial Number) خصوصي شود و به اين ترتيب ويندوز خود را قانوني نمايد. اين محصول در بازار كامپيوتر ايران به قيمت 8 هزار تومان عرضه مي‌شود، در حالي كه قيمت آن در بازارهاي جهاني نزديك به 650 دلار است. اين نسخه ويندوز، نخستين نسخه‌اي است كه كاربر را قادر مي‌سازد به صورت كاملا قانوني ويندوز خود را در سايت شركت مايكروسافت ثبت و از امكانات پس از فروش اين شركت استفاده كند. به اين ترتيب هر كاربر ايراني با نصب اين ويندوز بيش از 640 دلار به صورت غير قانوني سود مي‌برد. هنوز از عكس‌العمل مسوولان شركت مايكروسافت درخصوص كرك شدن نسخه نهايي ويستا در ايران اطلاعي در دست نيست.

+ نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 3:42 PM توسط دومین مبارز |


ساخت آينه هاي هوشمند به زودي اين امكان را فراهم خواهد آورد تا فرد با نگريستن به آن چهره خود را در 5 سال آينده مشاهده كند.

ساخت آينه هاي هوشمند به زودي اين امكان را فراهم خواهد آورد تا فرد با نگريستن به آن چهره خود را در 5 سال آينده مشاهده كند. به گزارش مهر، تكنيكي كه در طراحي و ساخت اين آينه ها به كار مي رود براساس بررسي دقيق الگوهاي رفتاري شخص پايه گذاري شده است. به گفته طراحان اين آينه هوشمند، استفاده آن به عنوان ابزاري كمكي با هدف ارايه كمكهاي پزشكي و درماني به افراد مختلف در تصويرسازي نتايج طولاني مدت الگوهاي رفتاري، بيش از هر نكته ديگري مورد توجه قرار گرفته است. اين آينه همچنين از توانايي ارزشمندي همچون اصلاح الگوهاي رفتاري افراد برخوردار است.

+ نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 3:39 PM توسط دومین مبارز |


Www.Dlisland.Com : منبع

نرم افزار ABI World يكي از جايگزينهاي بسيار مناسب براي نرم افزار MS World ميباشد كه با حجم كم و كارايي بالا آينده بسيار خوبي را پيش رو دارد.
اين نرم افزار با حجم 5.153 مگابايت قابليتهايي دارد كه نميتوان از آن ها به سادگي چشم پوشي كرد. يكي از مزيتهاي بسيار خوب اين نرم افزار قابليت اضافه نمودن گزينه هايي است كه شركت توليدي در اختيار كاربران قرار ميدهد. اين قابليتها به صورت پكيج هاي مختلف در اختيار كاربران قرار ميگيرد و آنها ميتوانند بنا به نياز خود برنامه را قدرتمند نمايند.
اين برنامه بسياري از قابليتهاي عمومي نرم افزار MS World را دارا ميباشد و حتي ميتوانم بگويم كار با آن به قدري ساده و دلنشين است كه بعد از مدتي ممكن است شما حتي ديگر از نرم افزار MS World استفاده نكنيد و آن را فراموش كنيد ! پس حداقل براي يك بار امتحانش كنيد و لذت كار با آن را تجربه كنيد.
اين برنامه علاوه بر پشتيباني از پسوندهاي رايج فايلهاي متني ، فايلهاي خاص خود را نيز پشتيباني ميكند كه قابليتهاي ويژه اي را در اين پسوندها خواهيد يافت ! پسوندهايي از قبيل abw و awt و zabw و... كه مختص خود برنامه ميباشند.
اين برنامه كاملا رايگان ميباشد و حتما توصيه ميكنم آن را براي يك بار هم كه شده امتحان نماييد.
اين برنامه از بيش از 100 زبان دنيا پشتيباني ميكند كه زبان فارسي را نيز شامل ميشود
Www.Dlisland.Com : منبع
دانلود کنید ABI World را با حجم 5.1 مگابایت
از لینک های زير هم ميتوانيد قابليتهاي جديد ساخته شده براي اين برنامه را دانلود و نصب نماييد
Www.Dlisland.Com : منبع
دانلود کنيد يك سري Plugins براي برنامه با حجم 642 کیلوبايت
Www.Dlisland.Com : منبع اضافه كردن قابليت Import و Export به برنامه , حجم فایل 596 کيلوبايت
Www.Dlisland.Com : منبع ديكشنري كامل British براي برنامه , حجم فایل 613 کيلوبايت
Www.Dlisland.Com : منبعديكشنري كامل American براي برنامه , حجم فایل 616 کيلوبايت

+ نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385ساعت 9:38 PM توسط دومین مبارز |


نرم افزار فلاش پلیر (Flash Player) این امکان را فراهم می آورد تا برنامه نویسان و توسعه دهندگان صفحات فلاش با افزودن تصاویر ویدیویی، متن، صدا و دیگر افکتهای گرافیکی به فایل های خود، برنامه هایی جذاب تر را آماده نمایند.

نرم افزار فلاش ساخته شده توسط کمپانی ادوبی (Adobe) بیشترین مورد استفاده در بین کاربران اینترنت را دارد بگونه ای که بیش از 98 درصد از رایانه های خانگی بر روی خود این نرم افزار را بصورت نصب شده دارند.


Www.Dlisland.Ir


Flash Player lets designers and developers integrate video, text, audio, and graphics into effective experiences. Macromedia Flash is the world’s most pervasive software platform, reaching 98% of Internet-enabled desktops worldwide, as well as many popular devices .


 

Size  : 1.4 Mb Www.Dlisland.Com : منبع


دانلود

 

+ نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385ساعت 9:33 PM توسط دومین مبارز |


ساختار سایت یاهو به گونه ای بنا شده است که در صورتی که شما 32 بار پسورد یک آیدی را غلط وارد کنید آن آیدی تا 24 ساعت قفل میشود و به هیچ عنوان به امکان لوگین به آن وجود نداد. در این ترفند قصد داریم تا با استفاده از خود سایت یاهو این محدودیت زمانی را از بین ببریم و آیدی خودمان را که قفل شده است را از حالت قفل خارج نماییم. دقت فرمایید که آیدی باید برای خودمان باشد چرا که نیاز به وارد کردن پسورد آیدی است. برای این کار:
کافی است که به نشانی زیر در سایت یاهو مراجعه کنید:
http://login.yahoo.com/config/login?.redir=ORION
حالا یوزر و پسورد آیدی مربوطه را وارد نمایید و روی دکمه Sign In کلیک کنید

منبع

+ نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385ساعت 9:25 PM توسط دومین مبارز |


گوش سپردن به پخش زنده ي موزيك, راديويي و انواع اصوات گوناگون و همچنين پخش زنده ي شو و شبكه هاي ماهواره اي و تلويزيوني از بسياري از وب سايتهاي اينترنتي يكي از سرگرمي رايج و پرطرفدار اينترنيست كه علاقندان بسياري دارد . ممكن است براي شما نيز پيش آمده باشد كه وارد وب سايتي شد ه باشيد كه در آن موسيقي و يا ويديو به صورت زنده در حال پخش بوده است و در صورت زيبايي آن موسيقي و يا ويديو آرزوي داشتن آن و دانلود آن را بر روي سيستم خود داشته ايد ولي به دليل فرمت خاص و حالت Streaming بودن فرمتهاي پخش زنده ي موزيك و ويديو اين امر به آساني امكان پذير نيست ! WM Recorder يكي از نرم افزارهاي برتر و محبوب دنيا در زمينه ي ذخيره ي انواع موسيقي , راديو و صوت و ويديو و شو و تصوير پخش زنده ي اينترنتيست كه در صفحات وب پخش مي شوند !بلي با اين نرم افزار شما تنها با يك كليك ساده قادر به ضبط هر صدا و تصوير مستقيم اينترنتي در حال پخش خواهيد بود . عمليات ذخيره سازي توسط اين نرم افزار به طور خود كار و در آدرس تعيين شده ي شما صورت مي گيرد .برخي ويژگي هاي نرم افزار WM Recorder : پشتيباني تمامي فرمتهاي رايج پخش زنده ي اينترنتي مانند : WMA, WMV, ASF, ASX, MPEG, AVI, WAV, RM, RA, FLV, MP3, MOV .پشتيباني دريافت صدا و تصوير از پروتوكل هاي RTSP, HTTP, MMS .ضبط خودكار و تنظيم كننده ي دروني .ويژگي قدرتمند Turbo Recording براي دانلود آهنگ هاي پخش زنده با سرعتي 5 برابر سرعت طبيعي پخش !توانايي ضبط ويديو هاي پخش زنده ي محاظفت شده و Password Protected !ظبط با بالاترين كيفيت در كمترين سرعت اتصال !توانايي ضبط چندين و چند انشعاب پخش زنده به طور همزمان .قابليت Pause و Resume هنگام ضبط براي ادامه دانلود در زماني ديگر !قابليت جداسازي و يا چسباندن قطعات مختلف ذخيره شده .دانلود کنید برنامه را با حجم ۲.۱ مگابایت . این هم لینک دانلود کرک .تذکر مهم : برای اکستراکت کردن کرک وین رار نصب کنید می تونید وین رار رو از قسمت کمپرسور سی دی های نرم افزاری نصب کنید اگه نبود وین ایسه هم می تونه کرک رو اکستراکت کنه ولی وینزیپ نمی تونه.طریقه ی ضبط کانال های ایران با برنامه : این لیستی از شبکه های ایران : اگه خواستید ضبط کنید از این کانال ها آدرس لینک رو در قسمت url برنامه و در قسمت فایل آخرین قسمت لینک رو نگاه کنید مثلا اگه نوشته بود example.asx اسم فایل میشه example.asx . اینم لیست کانال ها :  شبکه اول .  شبکه دو  . شبکه سه . شبکه چهار . شبکه تهران . شبکه خبر . شبکه آموزش . با تشکر نظر فراموش نشه و همیشه سر بزنید.بدرود!

منبع

 

+ نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385ساعت 9:22 PM توسط دومین مبارز |


حفظ رمز های عبور و پسوردها و عبارات حساس و جلوگیری از فاش شدن آنها یکی از مسائل مهم امنیتی هر کاربر حرفه ای رایانه است. اکثر افراد در دنیای دیجیتال از رمز های عبور مختلف و گوناگونی در بخش های مختلف استفاده می کنند، رمز عبور ایمیل آدرس های گوناگون و رمز عبور نام های کاربری مختلف در وب سایتهای مختلف، کارتهای اعتباری و ... گوشه ای از این نمونه ها هستند. حال چگونه تمامی این اطلاعات مهم و محرمانه را یک جا به ذهن می سپارید؟ آیا برای رفع خطر فراموش رمز های عبور و محاظفت هرچه بهتر از آنها و تامین امنیت هرچه بالاترشان تمامی رمز های عبور را مانند هم می کنید یا از نرم افزاری تخصصی در این زمینه بهره می گیرید؟

هندی پسورد نرم افزاری چندکاره و قدرتمند برای مدیریت هرچه بهتر رمز های عبور و اطلاعات محرمانه است. بنابراین کاربر می توانید با وارد کردن تمامی اطلاعات محرمانه و رمز های عبور مختلف خود در داخل این نرم افزار به حفظ امنیت و جلوگیری از فراموشی کمک  کند.این محصول شرکت  Novosoft قادر به دریافت خودکار اطلاعات مرتبط با رمز های عبور از صفحات وب پایگاههای مختلف اینترنتی ، آدرس های محرمانه، شماره های کارتهای اعتباری و پین کد ها و ... است . قابلیت های اصلی نرم افزار هندی پسورد :Autosave Function - قابلیت ذخیره ی خودکار اطلاعات محرمانه شما هنگام وارد کردن در وبسایتهای مختلف اینترنتی و محافظت از آنها در مکانی امن. قابلیت وارد کردن خودکار اطلاعات محرمانه و پرکردن فرمها توسط داده ها و اطلاعاتی که یک بار ذخیره شده اند به گونه ای امن! مدیریت هرچه بهتر نرم افزار و رمز های عبور در محیط وب و استفاده از آنها توسط نوارهای مخصوص مرورگر های اینترنت اکسپلورر و فایرفاکس.مکانی امن برای ذخیره سازی تمامی اطلاعات از جمله انواع وبسایتهای اینترنتی تا با یک کلیک روی آنها این وبسایتهای محرمانه باز شوند. محافظت از فایلهای محرمانه و جلوگیری از دسترسی افراد نالایق به آنها با کدگذاری بر رویشان. با یک کلیک ساده نرم افزار امکان جستجوی عبارات مورد نظراتان را در موتورهای جستجوی برتر دنیا می دهد. قابلیت خلق تعداد بیشماری رمز عبور سخت قابل دسترسی توسط بخش  مخصوص درونی نرم افزار.دانلود کنید هندی پسورد را با حجم ۲.۵ مگابایت . کرک رو هم اگه تو گوگل سرچ کنید پیدا می کنید حتما.باتشکر نظر یادتون نره همیشه به ما سر بزنید امکانات وبلاگ نویسی خواستید تو نظرات بنویسید تا به صورت رایگان براتون بسازیم . بدرود!

+ نوشته شده در جمعه 6 بهمن1385ساعت 9:20 PM توسط دومین مبارز |


Age adat dari shab ha beri roo posht e bumo setareha ro beshmori,emshab naro.Momkene bebinanet o farda ro eid e fetr elam konan

aakhe yaboo,
goosfand,
olagh,
bozghale,
asb,
khar,
guril,
sag,
meimun,
shepesh,
zaloo,
in hame heyvoone chera shir soltane jangal shod!!! 

يارو هميشه لباس مشكي مي پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي؟ تركه ميگه : آخه من ختم روزگارم


سيگاريه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله. طرف ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين


چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟ - چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه


فالگير: فردا شوهرتون ميميره. زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه


اگر مي خواهيد زندگي جديد و تازه اي را شروع کنيد... اگر مي خواهيد دوباره تازه و نو شويد... با ما تماس بگيريد.........(سازمان بازيافت زباله)


ترکه قرص اکس ميخوره ميره خيابون يه خر مي بينه ميگه عجب توهمي هم دارم ميرم هم دارم ميام

 

ترکه تو توالت غش مي کنه وقتي به هوش مياد ميگه : من کيم... اينجا کجاست... کي منو ريده؟


به يه لر ميگن زبون لري چه جوريه؟ ميگه فارسي بلدي؟ ميگه آره. ميگه برين توش ميشه لري!!!


مسابقه تقليد صداي داريوش ميذارن. خود داريوش ميشه چهارم!!!


ترکه ميفته تو جوب واسه اينکه ضايع نشه صداي قوطي در مياره!!!

 

به ترکه ميگن با حميد و فريد جمله بساز؟ ميگه : شما وقتي با حميد چند نفريد؟!!!

 

ترکه با خودش کشتي مي گيره ميشه دوم!!!

 

به ترکه ميگن چشمات قرمزه. ميگه : درد هم مي کنه؟!!!

 

يه پيرزن شرتش گل گلي بوده يه گوز مي کنه گلاش پرپر ميشه!!!

 

به ترکه ميگن خونت کجاست؟ ميگه : اردبيل همون در زرده!!!

 

جاسم تو مهموني ميگوزه دعا مي کنه خوابش ببره بعد از ??? سال بيدار بشه. بعد از ??? سال بيدار ميشه يه سکه ميبره نونوايي ميگه يه نون بده. نونوا ميگه : اين که براي دوره جاسم گوزو هست!!!


به ترکه ميگن بچه کجايي؟ ميگه تهران. ميگن کجاي تهران؟ ميگه کيلومتر ??? جاده تهران-اردبيل !!!


ترکه ميره تو خيابون مي بينه نوشته : سيو همان سيب است... ميگه : دروغ ميگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود!!!

 

دانشمندان کشف کردند : کساني که موقع ريدن فکر مي کنند   هنگام فکر کردن مي رينن !!!


age gofti emrooz nahar chi khordam
:
:
:biya pain
:
:
:hanooz biya
:
:
:
:bazam biya pain
:
:
:mohem in nist ke man nahar chi khordam ,mohem ine ke to sare kari!!!!!!!!!!!


Age kasi behet roozi 1sms zad yani be yadete. age 2ta zad 2set dare. age 3ta zad asheghete.age 4ta zad  mikhadet. age 5 ta ya bishtar zad bedoon kerme sms dare

انسان بدون دقت ازدواج مي كند، از روي بي حوصلگي طلاق مي دهد و بالاخره به خاطر نداشتن حافظه مجددا دوباره ازدواج مي كند
------------------------
وقتي که کودک بودم به من گفتند همه را دوست بدار.
حالا که از ميان همه به يک نفر دل بستم? مي گويند فراموشش کن
----------------------------------
ترکه ميگن چي شد که ترک شدي؟ ميگه: بچه بودم خر گازم گرفت واکسن نبود
----------------------
عمر، رودخانه اي ست كه هرچه مي گذرد، عميق تر مي شود. واي بر آنكس كه شناگري نياموزد
---------------------------
ترکه تهرونيه رو مي بينه ازش مي پرسه بچه کجايي تهرونيه مي گه بچه امام حسينم ترکه مي گه ماشاله چقدر بزرگ شدي علي اصغر
------------------------------------
to goli... eyne golaye ghashange ghali... to be zerafate taro poode farsh haye zibaye irani... aslan to khode farshe patrisi... hamooni ke ye takhtash kame
--------------------------------------

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 دی1385ساعت 3:19 PM توسط دومین مبارز |


+ نوشته شده در پنجشنبه 21 دی1385ساعت 3:52 PM توسط دومین مبارز |


+ نوشته شده در پنجشنبه 21 دی1385ساعت 3:42 PM توسط دومین مبارز |


+ نوشته شده در یکشنبه 17 دی1385ساعت 2:52 PM توسط دومین مبارز |


سال 1332

دختر خانواده همراه با مادرش کنار حوض روی تخت چوبی نشسته اند و یک ظرف هندوانه قرمز جلوی شان است. همسایه تعریف می کند: دختر خانواده برای دختر آره زری جون، داداش فرمونم وقتی شنید این پسر لاغرمردنی به من متلک گفته همچین زدش که به سوسک می گفت خرس قطبی تازه خود داداشم هم گفته می خواد برام یه شوهر خوب پیدا کنه مادردختر می گوید

!
خدا سایهء مرد را از سر هیچ خونه ای ورنداره

-
سال 1342

پدر خانواده با عصبانیت وارد اتاق می شود و پس از آنکه کمی جَنَم رو کرد و چهار تا کاسه کوزه را زد شکست، فریاد می زند: دخترهء چشم سفید حالا واسهء من دانشگاه قبول میشه چشمم روشن...

مردم از فردا نمی گویند آقا رضا غیرتِ تو شکر؟ هیچی دیگه ولش کن فردا می خواهد شلوار مدل برمودایی و مانتوی بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگیره...

زن اگر اجنبی ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چی می گویند؟مادر خانواده با لحن التماس آمیز می گوید:

مرد، حالا چرا شلوغش می کنی؟ نوبل و برمودا چیه؟ دخترمون فقط

دانشگاه قبول شده، همین این قدر سخت نگیر...

بالاخره با اصرارهای مادر، پدر قبول می کند دخترش به دانشگاه برود وقتی پدر قانع شده سیگارش را روشن می کند و مادر می گوید:

مرد، خدا سایهء تو را از سر ما کم نکند!

-
سال 1352

فریادِ مردِ خانواده تمام کوچه را پر می کند چی؟! می خواهد برود سرِ کار؟! یعنی من این قدر بی غیرت شدم که دخترم بره سر کار و پول بیآره تو خونه؟ پس من اینجا هویجم؟ مگر این که بابت این بی آبرویی از روی نعش من رد شوید...

کسی از روی نعش مرد خانواده رد نمی شود ولی دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهای پدرش بالاخره سر کار می رود

صدای مادر خانواده به گوش می رسد

مرد، خدا تو را برای ما حفظ کند



-
سال 1382

مرد خانواده:

آخه خانم این چه وضعیه؟ روز اولی که آمدی خواستگاریم، گفتم دلم نمی خواهد زنم از این مانتوها بپوشد و آرایش کند، گفتی دورهء این اٌمٌل بازی ها گذشته، ما هم گفتیم چشم!

بعد گفتی اگر خانه خریدی به جای مهریه خانه را به نامم کن، گفتم چشم!

آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتی، حالا هم می گویی بنشینم توی خانه بچه داری کنم؟

زن:

عزیزم مگه چه اشکالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق می گیری؟ تمام حقوقت هم بابت کرایه تاکسی، خرج ناهار خودت و مهد کودک بچه و جریمهء ماشینت می رود.

حالا اگر بنشینی توی خانه و از بچه نگه داری کنی هم خرجمان کم می شود هم بچه مان وقتی بزرگ شد از کمبود محبتِ پدر و مادر رنج

نمی برد آفرین عزیزم... خدا سایه ات را(فعلا)رو سر ما نگه دارد....

-
سال 1482

زن خانواده:

عزیزم تو که انقدر فسیل نبودی

.
مثلا توی دوستانت به روشن فکری معروفی. آخه چه اشکالی دارد؟

این همه سال ما زن ها بچه دار شدیم حالا به کمک علم چند وقتی هم شما مردها از این کارها بکنید اصلا مگر نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود کز زنی کم بود؟

پس از مقداری بحث منطقی مرد بالاخره قبول می کند و نه ماه بعد وقتی بچه بغل وارد خانه می شود زن با عشوه می گوید

مرد...یعنی سایه تو تا کی بالای سر ماست؟

-
سال 1582

چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حالیکه سبزی پاک می کنند آهسته مشغول تبادل نظرند.
می گویند هدف این جنبش بازگرداندن حق و حقوق ض